متین:

غزل:

روز اول:کاملا راضی بودم، به ویژگی های خودم پی بردم و اونا رو پذیرفتم.

روز دوم/سوم/چهارم/پنجم/ششم: فکر کردن خیلی خوبه و از روز چهارم به بعد تصمیم گرفتم به جای فکر کردن داستان بنویسم و این باعث شد داستانی که 56 روزه در حال نوشتن بودم رو تموم کنم.

روز هفتم: با اینکه قرار بود داستان بنویسم، ولی جز 3 خط چیزی عاید تن سفید کاغذ نشد.

روز هشتم : به هیچ چیز فکر نکردم تا بتونم مغز خسته ام رو اروم کنم.

روز نهم: امروز بخاطر خوب بودن امتحانم حس خوبم داشتم برای همین با انرژیِ زیاد برای فردا برنامه ریزی کردم.

روز دهم :اصلا حوصله نداشتم و انجامش ندادم.

روز یازدهم : اول میخواستم انجامش ندم و کلا بیخیال چالش بشم. اما انجامش دادم. یه عالمه فکر کردم اما هیچ ایده ای برای داستان به ذهنم نرسید. تا اینکه لحظه های اخر داستان قبلیمو ادامه دادم.

روز دوازدهم /سیزدهم /چهاردهم : اصلا انجامش ندادم و الان که درحال نوشتن هستم ناراحتم. برای روز چهاردهم به طور کامل یادم رفت وگرنه میخواستم انجام بدم.

روز پانزدهم و شانزدهم : واقعا در جایی قرار گرفتم که اصلا دلم نمیخواد به این چالش ادامه بدم و تنها دلیل این موضوع هم برنامه ریزی نادرست هست.

متین : فقط روز اول فکر کردم که محشر بود ، واقعا عالی بود ، فکر کردن باید هر روز انجام شه
از فردا حتما انجام میدم و نتیجه ش رو یادداشت میکنم :))))))

بازدیدها: 5