غزل:

روز اول /دوم /سوم: بنابر شرایط زیستی نشد که بشه.

روز چهارم: با هر بار پریدن به شدت پهلوم درد میگرفت و 500 تا طناب حدود 250 تاش همراه با درد بود. باید بین هر 100 تایی حتما استراحت میکردم. واقعا درد داشت نمیدونم دلیل این درد چیه.

روز پنجم: برای اینکه زیاد درد نکشم بین هر 40 تا طناب استراحت میکردم. یکم بهتر بود امروز..

روز ششم: بعد از طناب دیروز به شدت دوقلو های پام درد میکرد و امروز نمیتونستم راه برم اما با همین حال طناب زدم.

روز هفتم :100 تایی میزدم و اخراش انقدر درد میگرفت که نفسم بند اومد.

روز هشتم و نهم : از طناب زدن لذت میبرم و بعد از 490 تا طناب یکم پهلوم درد گرفت.

روز دهم : از طناب زدن لذت میبرم و حتی دلم میخواست باز هم بزنم ولی وقت نشد.

روز یازدهم : باز پهلوم درد گرفت و مجبور شدم فقط 400 تا بزنم. بعدش هم کاملا از یاد بردم که کاملش کنم.

روز دوازدهم : امروز دردی نداشتم و لذت بردم.

روز سیزدهم: درد داشتم و نتونستم کامل بزنم

روز چهاردهم و پانزدهم : انجام شد و واقعااااا لذت میبرممممم.

متین:

روز اول : بدن یاری نمیکند و زمین گرانشش را بیش از پیش به رخ دستان نحیف و بدن تکیده من میکشد.

روز اول ، سخت گذشت ، خیلی سخت.


روز دوم : راستش نوک انگشتام کبود شد از بس برخورد کرد با انگشتم ، ولی روون تر شده بودم و راحت تر داشتم طناب میزدم

حس بی‌نظیریه تماشای پیشرفت 😌


روز سوم : انجام نشد


روز چهارم ، پنجم ، ششم : دوقلو های پام خیلی درد میکنه ، طوری که نمیتونم از پله برم بالا ، وقتی میخوام برم قیافم یه مدلی میشه انگار آبلیمو دادن به بچه ، طنابم هم باید عوض کنم ، چون مدام این میخوره پشت سرم و داره شست پاهامو کبود میکنه.
تازه نزدیک بود ناخن انگشت کوچیکه پام هم بشکنه!


روز هفتم : داشتم طناب میزدم سر 130می طناب پاره شد ، شانس آوردم پاره شد وگرنه سرم از وسط قطع میشد از بس خورده بود پس کلم ( کلمه مورد علاقه غزل ).
پاهام همچنان همراه با درد شدید ، ولی طناب زدن یه عادت شده ، یه کاری که باید انجام شه و نمیتونم بزنم زیرش!

بازدیدها: 7